به مناسبت روز خبرنگار؛
روز خبرنگار؛ پاسداری از حقیقت در عصر هوش مصنوعی، آشوب اطلاعات و بحران اعتماد
به قلم منصور اولی، روزنامه نگار و کارشناس رسانه
اشاره: هفدهم مرداد، صرفاً یک مناسبت تقویمی یا یادبود شهادت خبرنگار شهید محمود صارمی نیست؛ این روز، فرصتی برای بازخوانی جایگاه خبرنگاری بهعنوان یکی از بنیادیترین نهادهای تولید سرمایه شناختی و تضمینکننده سلامت عرصه عمومی است. اگر توسعه را فراتر از رشد اقتصادی و بهمثابه گسترش ظرفیتهای انسانی، ارتقای کیفیت حکمرانی و افزایش اعتماد اجتماعی بدانیم، بیتردید خبرنگاری یکی از مهمترین ارکان این فرایند است.
در دهههای اخیر، جهان وارد مرحلهای شده است که دنیل بل آن را «جامعه اطلاعاتی» و مانوئل کاستلز «جامعه شبکهای» نامیدند؛ جامعهای که در آن اطلاعات، مهمترین منبع قدرت، ثروت و مشروعیت است. اما پارادوکس عصر حاضر آن است که هرچه حجم دادهها افزایش یافته، دستیابی به حقیقت دشوارتر شده است. پدیدههایی مانند اخبار جعلی (Fake News)، اطلاعات نادرست (Misinformation)، اطلاعات گمراهکننده (Disinformation)، دیپفیکها (Deepfakes) و عملیات شناختی (Cognitive Warfare)، نشان دادهاند که مسئله امروز بشر کمبود اطلاعات نیست، بلکه بحران اعتبار اطلاعات است.
گزارشهای سالانه مؤسسه رویترز برای مطالعه روزنامهنگاری طی سالهای اخیر نیز مؤید همین واقعیت است؛ اعتماد عمومی به رسانهها در بسیاری از کشورها با کاهش روبهرو شده و بخش قابل توجهی از مخاطبان، تشخیص اخبار صحیح از روایتهای جعلی را یکی از مهمترین دغدغههای خود میدانند. در چنین شرایطی، مهمترین مزیت رقابتی رسانههای حرفهای، نه سرعت انتشار خبر، بلکه «اعتبار» است.
یورگن هابرماس، در نظریه «حوزه عمومی»، رسانه را ستون فقرات گفتوگوی عقلانی میان دولت و جامعه میداند. از منظر او، دموکراسی زمانی معنا مییابد که شهروندان بتوانند بر پایه اطلاعات صحیح، آزاد و قابل اعتماد درباره مسائل عمومی گفتوگو کنند. خبرنگار، در این چارچوب، صرفاً گزارشگر وقایع نیست؛ بلکه تسهیلگر گفتوگوی عمومی و پاسدار حق جامعه برای دانستن است. هرگاه این نقش تضعیف شود، فضای عمومی جای خود را به فضای تبلیغات، هیجان و قطبیسازی میدهد.
این تحلیل، با نظریه «برجستهسازی» مککامبز و شاو تکمیل میشود. آنان نشان دادند که رسانهها الزاماً افکار مردم را نمیسازند، بلکه اولویتهای ذهنی آنان را شکل میدهند. رابرت انتمن نیز با نظریه «چارچوببندی» توضیح داد که رسانهها تنها انتخاب نمیکنند چه چیزی دیده شود، بلکه تعیین میکنند چگونه دیده شود. بنابراین، خبرنگار نه فقط انتخابکننده خبر، بلکه معمار چارچوبهای ادراکی جامعه است. مسئولیت او در انتخاب واژگان، منابع، تیترها و زاویه روایت، مسئولیتی صرفاً حرفهای نیست؛ بلکه مسئولیتی اجتماعی و اخلاقی است.
پیر بوردیو، جامعهشناس فرانسوی، رسانه را بخشی از میدان قدرت میداند؛ میدانی که در آن، رقابت بر سر تعریف واقعیت جریان دارد. از این منظر، استقلال خبرنگار نه یک مطالبه صنفی، بلکه شرط لازم برای جلوگیری از سلطه قدرتهای سیاسی، اقتصادی یا فناورانه بر حقیقت است. رسانهای که استقلال خود را از دست بدهد، به جای تولید آگاهی، به بازتولید منافع صاحبان قدرت تبدیل خواهد شد. پدیده ای امروز در ایران به وفور یافت می شود. رسانه داری در ایران امروز عموما محفلی و باندی است. حتی رسانه ملی نیز از این گزند دور نمانده است.
تحولات فناورانه نیز ابعاد تازهای به این مسئولیت بخشیدهاند. مارشال مکلوهان با گزاره مشهور «رسانه، خود پیام است» هشدار داده بود که فناوریهای ارتباطی، تنها ابزار انتقال پیام نیستند، بلکه شیوه ادراک انسان از جهان را نیز دگرگون میکنند. امروز الگوریتمهای شبکههای اجتماعی، موتورهای جستوجو و سامانههای هوش مصنوعی، تعیین میکنند کدام روایت بیشتر دیده شود و کدام روایت در حاشیه بماند. در چنین فضایی، خبرنگار حرفهای باید علاوه بر مهارتهای کلاسیک، به سواد داده، راستیآزمایی دیجیتال، شناخت سوگیریهای الگوریتمی و اخلاق هوش مصنوعی نیز مجهز باشد.
ظهور هوش مصنوعی، بزرگترین تحول رسانهای دهه اخیر است. این فناوری قادر است در چند ثانیه متن، تصویر، صدا و ویدئو تولید کند، دادههای عظیم را تحلیل نماید و حتی گزارشهای خبری اولیه بنویسد. اما هوش مصنوعی، برخلاف خبرنگار، فاقد مسئولیت اخلاقی، تجربه زیسته، قدرت قضاوت ارزشی و پاسخگویی اجتماعی است. همانگونه که هانا آرنت تأکید میکند، مسئولیت اخلاقی از دل کنش آگاهانه انسان برمیآید، نه از دل محاسبات ماشینی.
آینده رسانه، نه در حذف خبرنگار، بلکه در همافزایی میان توان پردازشی ماشین و خرد، تجربه و مسئولیتپذیری انسان شکل خواهد گرفت.
از منظر توسعه، رابطه میان رسانه و سرمایه اجتماعی انکارناپذیر است. رابرت پاتنام نشان میدهد که اعتماد، مشارکت مدنی و همکاری اجتماعی، مهمترین سرمایه هر جامعهاند. رسانههای حرفهای با شفافیت، صحت، انصاف و پاسخگویی، این سرمایه را تقویت میکنند؛ در مقابل، انتشار اخبار نادرست و روایتهای غیرمستند، موجب فرسایش اعتماد عمومی و کاهش انسجام اجتماعی میشود. به همین دلیل، یونسکو روزنامهنگاری را «یک کالای عمومی» (Public Good) میداند؛ زیرا دسترسی آزاد به اطلاعات معتبر، زیربنای توسعه پایدار، حکمرانی خوب، مبارزه با فساد و تحقق عدالت اجتماعی است.
در ایران نیز، روز خبرنگار باید از چارچوب تقدیرهای نمادین فراتر رود و به فرصتی برای بازتعریف سیاستهای رسانهای کشور تبدیل شود؛ سیاستهایی که بر امنیت شغلی خبرنگاران، استقلال حرفهای، آموزش مستمر، روزنامهنگاری دادهمحور، توسعه سواد رسانهای، تقویت نهادهای خودتنظیمگر، اخلاق حرفهای و بهرهگیری مسئولانه از هوش مصنوعی استوار باشند. جامعهای که از خبرنگار مستقل حمایت میکند، در حقیقت از حق شهروندان برای دسترسی به حقیقت حمایت میکند.
هفدهم مرداد، روز تجلیل از حرفهای است که در خط مقدم دفاع از حقیقت ایستاده است. در روزگاری که سرعت انتشار، جای دقت را گرفته، الگوریتمها بر افکار عمومی اثر میگذارند و مرز میان واقعیت و جعل هر روز باریکتر میشود، خبرنگار همچنان آخرین سنگر اعتماد عمومی است.
شاید بتوان مهمترین رسالت خبرنگار امروز را با این گزاره خلاصه کرد: خبرنگاری، نه هنر انتشار خبر، بلکه مسئولیت اجتماعیِ اعتباربخشی به حقیقت است. آینده جوامع، بیش از آنکه به حجم اطلاعات وابسته باشد، به کیفیت حقیقتی وابسته است که رسانهها با صداقت، دانش و مسئولیتپذیری در اختیار افکار عمومی قرار میدهند.
در روز خبرنگار، پاسداشت این حرفه، پاسداشت حق مردم برای دانستن، حق جامعه برای گفتوگوی آگاهانه و حق تاریخ برای ثبت حقیقت است؛ حقی که بدون خبرنگاران مستقل، اخلاقمدار و دانشمحور، هرگز بهطور کامل محقق نخواهد شد.
منصور اولی - روزنامه نگار و کارشناس رسانه
نظر شما